شاخ گل تنهائیام تو باغچه ی بیکسی مرد
مرد و بهار قلبمو به دست سرد تو سپرد
حالا دیگه من موندمو یه کوله بار خاطره
پشت دلای سنگی و پشت هزار تا پنجره


به دام عشق تو همیشه او که به زنجیر کشیده میشود منم
به خدا با اولین نگاه فهمیدم که عاشقان را بیش از این عذاب است
من در آن پاکیزه چشمانت چه دیدم که این گونه باید تقاص بدهم
مرا به چه جرمی مصلوب ساختند، مگر نه این بود که من برای تو
و برای اینکه با تو باشم به این دنیا آمدم . پس چرا با من چنین
کردند این مردم بی دین و ایمان . آنان که از عشق به تو هیچ نمیدانند .
این منم که برای تو این گونه مصلوب شده ام . برای تو و از عشق به تو .
حضرت عیسی my love

نگاهت را دوست دارم زیرا با آن انس گرفته ام و خود را در تلاءلو ی آن دیده ام
نگاهت را دوست دارم زیرا آینه از دیدن آن شرم میکند به خاطر شرم دیدگان تو
نگاهت را دوست دارم برای اینکه تو را دوست دارم
و تو را دوست دارم برای اینکه محتاج نگاههای تو ام